نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

الهی داغدار داغدارم همی ماتم زده هم شرمسارم مرا شرمندگی این بس كه هستم ولی رفته عزیزانم ز دستم تمام لاله هایم چیده گشته همه عطشان به خون غلتیده گشته ز دستم هرچه بود و هست رفته یكی بی سر یكی بی دست رفته علی اكبر چو قلبم چاك چاك است علمدارم امیدم روی خاك است هزاران بار مردم زنده گشتم سبو از مرگ خوردم زنده گشتم به هرجایی كه جانم بر لب آمد به یاریّم ز خیمه زینب آمد چو رو بر جسم اكبر برده بودم اگر زینب نبودی مرده بودم اگر زینب نمی شد پاسدارم كنار علقمه می شد مزارم ولی اینجا كه جای اوست او نیست دلم محتاج بر نیروست او نیست نمی آید چرا از خیمه بیرون كه دو آلاله اش غلتیده در خون اگرچه شد فدا سرمایه ی او فقط می بینم از او سایه ی او امانت های خواهر روی دستم دو لاله هر دو پرپر روی دستم تماشایی شده بی یاری من امانت با امانت داری من عدو با كشتن دو ماه رویم كمر بسته بریزد آبرویم الهی از حرم بیرون بیاید به یاری من دل خون بیاید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد