صدای تو خسته‌ی خسته

صدای تو خسته‌ی خسته

[ حسین طاهری ]
صدای تو خسته‌ی خسته
سلامِ شکسته شکسته
کار خونه می‌کنی زهرا
حق داری نشسته نشسته

نفسِ بریده بریده
می‌شینی خمیده خمیده 
می‌سوزی یه‌ذره یه‌ذره
تو دیگه بمونی بعیده 

من میرم واسه غمت گریه کنم
گریه کنم، گریه کنم
واسه این عمرِ کمت گریه کنم
گریه کنم، گریه کنم

اگه جبرائیل اومد سر بزنه 
سر بزنه، سر بزنه 
بگو دیگه نمی‌خواد در بزنه
در بزنه، در بزنه

قسمت ما غربته غربت
نداره این در دیگه حرمت
این دری که سوخته‌ی سوخته
چی شده خونه‌ی نبوّت

شوهر تو مظلومِ مظلوم 
داری میری معلومه معلوم
خونه رو سپردی به زینب
میگی دیگه خانومه خانوم

حق بده با حسنت گریه کنم
گریه کنم، گریه کنم
این که مَردا زدنت گریه کنم
گریه کنم، گریه کنم

اگه سلمان اومد سر بزنه
سر بزنه، سر بزنه 
بگو دیگه نمی‌خواد در بزنه 
در بزنه، در بزنه

لالایی می‌خونی یه گوشه
هر مادری این آرزوشه 
پیراهن محسنو دوختی
ولی بده اصغر بپوشه

همونی که طفلِ رُبابه
علی نگو روضه‌ی آبه
عمو نیومده بی‌تابه
چه‌جوری از عطش بخوابه

حق بده آب ببینم گریه کنم 
گریه کنم، گریه کنم
نور آفتاب ببینم گریه کنم
گریه کنم، گریه کنم

سخته ناموس حرم جیغ بکشه 
یکی روی پسرم تیغ بکشه

نظرات