نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو مدینه این روزا یه اتفاقی دل عالم رو به دست غم سپرده صدای شکستن یه در میاد و بشکنه اون دستی که هیزم آورده اگه بارون بباره، دیگه مادر نمیسوزه اگره بارون بباره، دل حیدر نمیسوزه اگه بارون بباره، لااقل در نمیسوزه بارون ببار مادرم تو آتیشه بارون ببار یاسو کندن از ریشه بارون ببار اگه میشه تو مدینه این روزا تو یه خونه مادری عجّل وفاتی رو میخونه همهی آرزوی زینبش اینه مادرش خدا کنه زندهبمونه اگه مادر نمونه خونمون میشه ویرونه اگه مادر نمونه داداشم میگیره بونه اگه مادر نمونه میره خوشبختی از خونه وای مادرم باز مث قدیماشو وای مادرم دلخوشیه باباشو وای مادرم دیگه پاشو دیگه محسن پر زد و تو آسمونه ولی درد و غصّهها ادامه داره گمونم مادر نمونه امّا روضهها تا کربلا ادامه داره اگه بارون بباره کسی بی سر نمیمیره اگه بارون بباره گل مادر نمیمیره اگه بارون بباره علی اصغر نمیمیره بارون ببار تشنه لب فراوونه بارون ببار اصغرم چه بیجونه بارون ببار که بمونه ***** بس کن رباب حرمله بیدار میشود سهمت دوباره خندهی انظار میشود بس کن رباب اینهمه نی را نشان نده گهواره نیست دست خودت را تکان نده اگر گهواره را پس داده بودند دلش خوش بود با طفلی خیالی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد