نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(سیدهی شهر قم و سر تا به پا منزلتی)۲ (خواهر شاه مشهد و مظهر نور رحمتی)۲ مثال بانوی دمشق تو عاشق برادری (چشم به راه برادرت توی لحظههای آخری)۲ دلت گرفت از غصهها، از این دنیای بیوفا میگفتی زیر لب چنین رضا بیا رضا بیا بیا مهتابم کنار من بیا ماه شام تار من بیا ببین حال زار وای وای وای حسین جانم، ای حسین جانم نم نم اشکتون بی بی چکیده رو صورتتون واسه ملاقات رضا اجل نداد مهلتتون گریز روضهی شما روضهای از اسارته گریهی صاحب الزمون واسه همین عبارته اسیری قسمتت نشد، شکسته حُرمتت نشد مثه قد زینب بیبی خمیده قامتت نشد ندیدی بر روی نیزهها چهل منزل در بر اعداء سر خونین برادر را وای وای وای (حسین جانم، ای حسین جانم)۴ روزی که اومدی به قم به اونجا بخشیدی حیات تموم مردم اومدن (با سلام و با صلوات)۲ کسی بهت طعنه نزد از دوریِ برادرت بهت نزد زخم زبون،(کسی نکرد مکدرت)۲ از بالای منارهها، کسی نزد سنگ جفا خدارو شکر نبُردنت (تو مجلس نامَحرما)۲ خرابهها منزلت نشد غم معجر مشکل نشد و کعب نِی قاتلت نشد (وای وای وای)۲ امان امان از دل زینب
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد