نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سلام ای خاک پای زائرت از کیمیا بهتر دوباره میهمانم کن، کجا از کربلا بهتر مرا تدبیر کن آن گونهای که دلبخواه توست تویی که میشناسی بیگمان از من مرا بهتر ندارد طفل جز آغوش مادر خانهی امنی اگر آشفته شد دنیا کجا از روضهها بهتر اگر درمان نمیخواهم دلیلش لذت اشک است وگرنه نیست در عالم از این دارالشفا بهتر بیا و تا ابد دست از سر ما برندار ای دوست کجا پیدا کنم دیگر از این دام بلا بهتر دعای شمر یا نفرین تو؟ حُر پاسخش را داد حسینا هست نفرین تو از صدها دعا بهتر چراغ خیمه شد خاموش و تکلیف همه روشن حبیب اما به غیرت گفت، از اینجا کجا بهتر نخواهم رفت زیر بیرقی جز بیرقت ای شاه نمیبینم من از تو در جهان فرمانروا بهتر تو که هَل مِن مُعین گفتی، علیاصغر تلظی کرد به روی دست تو تفسیر شد قالو بلا بهتر *** قول میدم اگه ورق برگرده و علی نمیره جوری لالایی میخونم حرملهم گریهاش بگیره *** خدا اینسان تو را میخواست زخمی، غرقِ خون، عریان خدا از خود برای تو ندارد خونبها بهتر تو را ای آیهی تطهیر آنان با وضو کشتند خدا دیگر چه باید مینوشت از اِنَّما بهتر نمیدانم چه کرد آن تیر آخر باتو ای مظلوم برای قلب تو آن زخم بدتر بود یا بهتر دلت پیش حرم امّا سرت یک سو، تنت یک سو تو را از تو سوا کردند، ای از ماسَوا بهتر *** بگو چیکار کنم شمر از تنت، چکمهشو برداره بگو چیکار کنم خون از رگات نزنه فوّاره بگو چیکار کنم سنان نیاد توخیمهی زنها بسه داداش چقدر میزنی صدا مادرو چند ضربه لازمه تا جدا کنه این سرو *** رفتی که اشک خواهرت رو دربیاری بغض گلوی دخترت رو دربیاری من گفته بودم ای سلیمان زمانه قبل از سفر انگشترت را دربیاری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد