نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از حال خوب روضه بهتر عالمی نیست
همراه من جز اشکهایم همدمی نیست
دلخون تر از پرچم سیاه گنبد تو
این روزها بر بام عالم پرچمی نیست
غیر از همین اشکی که میریزم برایت
وللّه بر زخم تن تو مرهمی نیست
باید به حال چشمهایم خون بِگریَم
آنجا که در داغ تو مرطوب از نَمی نیست
گر عالم و آدم شود بیگانه با من
وقتی تو هستی آشنایم که غمی نیست
آرامشی دارم که میدانم برایش
از روضهات بهتر دلیل محکمی نیست
وقتی تو را بالا سرِ قبرم ببینم
دیگر برایم بهتر از آن دم، دمی نیست
در روضهی گودال جا دارد بمیرم
دزدیدن پیراهنت درد کمی نیست
در داغ تو زینب کمر خم کرده یعنی
سنگینتر از داغ تو بیشک ماتمی نیست
آن زن که حتّی سایهاش را کس ندیدهست
وای از زمانی که برایش محرمی نیست
* * * *
به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من
سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من
شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من
سری به نیزه بلند است ...
حسین ...
حسین جان آقام، جان آقام ...0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد