نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سالها طی شد و دل زائر محبوب نبود اینهمه سال نشستن به دعا خوب نبود نه غم قحطی و نان داشت نه داغ پیری جز غم دوری یوسف غم یعقوب نبود هر چه گشتم عملی هدیه به آقام کنم بین بار عملم توشۀ مرغوب نبود از ازل سینۀ زهراییِ ما سینه زنان جز به آقای نجف ملحق و منصوب نبود نکند قسمت من نیست برات عتبات سالها بود دلم اینهمه آشوب نبود چشم خشکیدهای از معصیتم جز به غم و روضههای پسر فاطمه مغلوب نبود نیزهها در بدنش بود ولی حداقل کاش جسمش ته گودال لگدکوب نبود چقدر بوسه زدش پیش همه ختم رسل حق آن صورت و دندان به خدا چوب نبود **** نالهها تا به ثریا میرفت خیزران بود که بالا میرفت این سر زادۀ زهراست مزن چوب جفا لالۀ گلشن طاهاست مزن چوب جفا بر لب غرق به خون سر خونین حسین مادری غرق تماشاست مزن چوب جفا **** نذر کردم که عمری ز غمت گریه کنم آه از دل کشم و از علمت گریه کنم به غبار حرم کرب و بلایت سوگند دوست دارم که شبی در حرمت گریه کنم **** پای غمت گیرم حسین نوشتۀ کتاب تقدیرم حسین از غیر تو سیرم حسین آخر یه شب تو روضه میمیرم حسین هر شب باید مجنونت شم لیلا کیه لیلا تویی قربونت شم بی سر و بی سامونت شم کاشکی یه شب کرب و بلا مهمونت شم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد