نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یا ابا عبدالله... سَر پیراهن تو گریهی ما رو در آوردن میان اینهمه کُشته چرا تنها تو عریانی خبر داری پس از تو من به کوچهگردی افتادم **** شاگردهایم سنگبارانم نمودن از چهرههای آشنا چیزی نگویم در کوچههای کوفه ناموست زمین خورد دیگر شبیه مجتبی چیزی نگویم **** آه ابا عبدالله... افتادی زِ صدر زین و با صورت خوردی زمین و رو سینت شمر لعین و آه ابا عبدالله آه ابا عبدالله خیمهی زینب و سوزوندن آب به لبهات نرسوندن سنگ زدن سَر و شکوندن (آه ابا عبدالله آه ابا عبدالله)۴ زنده بودی فاتحه خوندن نیزه رو تو تنت شکوندن تا ته گودال کشوندن آه ابا عبدالله بغض و کینه رو شروع کرد نیزه رو تو تنت فرو کرد با پا جسم و زیر و رو کرد آه ابا عبدالله... موی سَر تو رو کشید و صدای مادر و شنید و رحم نکرد سَر و برید و آه ابا عبدالله آه ابا عبدالله (از سَرشون زیاد بودی کمت کردن، کمت کردن)۲ (بعد سه روز دهاتیها جمعت کردن جمعت کردن)۲ تو ماه حرام کشتنت آه ابا عبدالله...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد