نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اولین باری که سینه زدمو یادته
رو شونهی بابا، غروب عاشورا
دیگه آقا همون بچه خودش مردی شده حالا
بزار تا که نفس داره بخونه یا حسین مولا
(اولین باری که گریه کردمو یادته
تو بغل مادر، روضه علی اصغر
اولین باری که سینه زدمو یادته
رو شونهی بابا، غروب عاشورا) ٢
دیگه آقا همون بچه خودش مردی شده حالا
بزار تا که نفس داره بخونه یا حسین مولا
(حسین (مولا) حسین) ۴
* * * *
دیگه ناچارم
روزهمو با گریه وا کردم دم افطارم
دیگه ناچارم
نامه نوشتم نیا برگرد که گرفتارم
دیگه ناچارم
شرمندهی تو و علمدارم
دیگه ناچارم
نفسم تنگه
بازی بچههای کوفه همه با سنگه
نفسم تنگه
دروغ میگن و حنای کوفی بیرنگه
نفسم تنگه
خودم شنیدم سرِ سر تو جنگه
نفسم تنگه
تو میای بر میخوره به غیرتم
نگران صورت رقیهتم
میکنه نگاهشون اذیتم
نگران چادر سکینهتم
(برگرد عزیز دلم، عزیز دلم، عزیز دلم) ٢
دیگه ناچارم
دستمو بستن و کشوندن سر بازارم
دیگه ناچارم
آخر عمری به کیا خورده ببین کارم
دیگه ناچارم
سر دارمو سرم رو به تو میسپارم
بیا برگرد و
خودت بگو به کی بگم من این همه درد و
بیا برگرد و
کاشکی میدیدی اشکای چشای یک مرد و
بیا برگرد و
رباب و زینبو کجا این همه نامرد و
بیا برگرد و
یکی فکر قیمت انگشتره
حرمله داره سهشعبه میخره
افتادم گیر یه عده بد دهن
کارشون لعن علی رو میبره
(برگرد عزیز دلم، عزیز دلم، عزیز دلم) ۴
دیگه ناچارم
فکر و خیال حرمله هی میده آزارم
دیگه ناچارم
تشنهام و گریه برای تو شده کارم
دیگه ناچارم
من نگران مشک و دستای علمدارم
دیگه ناچارم
تک و تنهامو
شبیه حیدر بستن هر دوتا دستامو
تک و تنهامو
یه روز عزیز بودم و حالا به روی خاکو
تک و تنهامو
رو خاک کوچهها کشوندن همه اعضامو
تک و تنهامو
بگو به اهل و عیال و دخترا
گره محکم بزنن به معجرا
بگو محکم بگیرن گهواره رو
یه دل سیر ببینن شیرخواره رو
(برگرد عزیز دلم، عزیز دلم، عزیز دلم) ٢0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد