نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زده از میمنه بیرون برود مِیسره برود، کار عدو را بُکند، یکسره پدرش، جانب میدان که نگاهش کند برسد نغمۀ تکبیرش از آن حنجره الله اکبر انا علیِ بنِ حسینِ بنِ علی *** عَلوی مَکتبم و، آینهدارِ پدرم رَعد و باد، مَرکبم و، بالِ ملائک، سِپرم شکر حق، مُفتخرِ مَنصبِ سرلشگریِ لشگرِ زینبم و، تحت لِوایِ قمرم اَنا هاشمی نسب، و بنُ قتالُ العرب انا علیِ بنِ حسینِ بنِ علی *** به حرم، جانبِ میدان، به صفِ کربلا همۀ لشگریان، در عجباند، ای خدا که نبی، آمده میدان، یا علی آمده رجزش، غلغله کرده، نوۀ مرتضی انا علیِ بنِ حسینِ بنِ علی *** ثمرِ سلسلۀ، حیدرِ خیبر شکنم لرزه بر پیکرۀ، لشگرِ دشمن فِکنم شیوۀ، شیر جمل، جلوۀ جنگم شده چون پرورش یافتۀ دستِ امام حسنم انا علیِ بنِ حسینِ بنِ علی *** همه در، حیرت جنگش، که عجب محشری که ابالفضلِ علی، رفته به جنگاوری ادبش فاطمیو، تاب و تبش، هاشمی قدمش، مُحکم و ثابت، جَنَماش حیدری اَنا هاشمی نسب، و بنُ قتالُ العرب انا علیِ بنِ حسینِ بنِ علی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد