
ز نایم بشنو آه نیوایی قرار ما نبوده این جدایی تو می دانی كه من طاقت ندارم ببینم ماه روی نیزه هایی نظر كن ای جان زینب به چشم باران زینب بمان ای مهمان زینب به گیسویِ، پریشانت، اسیرم من دعایی كن، كه قبل از تو، بمیرم من وای، حسین وای حسین وای الهی ای نگار نازنینم الهی ای به عالم بهترینم نباشم تا كه در گردابی از خون گلویت را زهم پاشیده بینم پس از تو هستم آواره ندارم یك راه چاره بخوانم از حلق پاره برو اما، به این چادر، به این معجر ز دستانت، برون آور، تو انگشتر وای، حسین وای حسین وای همه را بدرقه كردی و به میدان بردی می روی هیچ كسی نیست به دور و بر تو نكند فكر كنی پیر شدم مدیونی در سرم هست همان شوق علی اكبر تو تو گرفتاری و من از تو گرفتارترم تو خریداری و من از تو خریدارترم تو بدهكاری و من از تو بدهكار ترم تو جگر داری و من از تو جگر دارترم امتحان كن كه ببینی چقدر حساسم به خداوند قسم شیرتر از عباسم بگذارم بروی باز شود حنجر تو یا به دست لبه ای كند بیفتد سر تو جان انگشت رود از پی انگشتر تو می شود جان خودت گفت به من خواهر تو؟ تیزی سنگ به پیشانی آقا نكشد سر پیراهن او كار به دعوا نكشد چكمه ات گو به سر گونه ی او پا نكشد چه كنم پنجه تو موی سرش را نكشد