با دل خسته و دیده ی گریان می روم كوفه با ناقه ی عریان در هوای سرت، پا به پای سرت بر تنم بنگر، رخت اسارت من اسیرت هستم تا قیامت می كنم هستی خود را نثارت وای حسینم، وای حسینم