نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

روی دست عاشقی هرگز ندیدم منسبی هرکسی عاشق نشد اصلا ندارد مذهبی عشق یعنی کیمیاگر، عشق یعنی معجزه مرگ یعنی زندگی بی عاشقی روز و شبی آسمانِ عشق میارزد به هر هفت آسمان تا درخشان است در آن مثل زینب کوکبی ای دلِ دیوانه خاک پای زهرا را ببوس هر که این روزی ندارد، تا بگردد زینبی بندهی آن شیربانوی دلیرم که نِشاند حاء و سین و یاء و نون را همتش بر هر لبی بانیِ سینه زنی و روضه و دم زینب است این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است نور میبارد خدا کوثر به کوثر داده است بر تمام آفرینش شورِ دیگر داده است لرزه افتاده به جانِ ابتران روسیاه حق دوباره یک خدیجه بر پیمبر داده است قدر زر زرگر شناسد، قدر زینب را علی دختر مرد آفرین را، حق به حیدر داده است (هر چه در زهرا و حیدر هست را عیناً خدا)۲ بی برو برگرد بر این شیر دختر داده است جای لالایی چرا زهرا برای زینبش نغمهی جانم حسین، جانم حسین، سر داده است چشم ثارالله روشن، آمده هم سنگرش آمده سر حلقهی جان بر کفان لشکرش کس ندیده مثل زینب پای تا سر فاطمه بعد زهرا هم به خانه داشت حیدر، فاطمه خلق و خویَش، مهربانیش، حیا و عفتش فاطمه در فاطمه در فاطمه در فاطمه دشمن شیر خدا از غیرت او ذله شد در نماز عشق کرده اقتدا بر فاطمه دختری را مادری کردهاست خیلی برتر از مریم و آسیه و حوا و هاجر، فاطمه هرچه آمد بر سرش دست کسی معجر نداد فخر بر زینب کند تا روز محشر، فاطمه هر زمانی که عقیله رو برویش مینشست خویش را از آینه میدید بهتر، فاطمه خُلفا و خَلقا همه گفتند زهرا منظر است پس مزار زینب کبرا، مزار مادر است عالمی محو کمال بیبدیل زینب است عقل مینازد به خود وقتی عقیله زینب است خوش به حال سوریه از گرفته آبرو خوش به حال علقمه، ماهش کفیل زینب است خوش به حال آن فدائئهای مظلوم حرم زندهی جاوید شد هرکس قتیلِ زینب است مژده آمد زائران کربلا را از بهشت چایی شیرین موکب سَلسَبیلِ زینب است این هزار و چهارصد ساله خود توحید هم ماتِ مات از جملهی هذا القَلیل زینب است در مناجات سحر خوبان صدایش میکنند عبد زینب هر که شد، عبد خدایش میکنند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد