روبه هرکس زدم مرا پس زد

روبه هرکس زدم مرا پس زد

[ سیدرضا نریمانی ]
رو به هرکس زدم مرا پس زد
هیچ‌جا کوی آشنا نشود

اشک اگر آبرو نگه‌دارد
راز من با تو برملا نشود

ما مُحرم گرسنه‌ی اشکیم
کاش چشمی کم‌اشتها نشود

گریه‌کُن هم‌نشینِ معصوم است
تا قیامت از او جدا نشود

زُهد بی حبِّ تو فقط ضرر است
پس کسی بی تو باخدا نشود

پرچمت اعتبار منزل ماست
بی‌تو این خانه‌ها بنا نشود

وادی طور ما حسینیه‌هاست
نطق ما هرکجا که وانشود

وامکن از سر خودت ما را
سفره‌ی شاه بی‌گدا نشود

بی‌پناهم پناهِ من زهراست
دستم از چادرش رها نشود

تعزیه‌دارِ روضه‌ی تو رضاست
او نگرید عزا، عزا نشود

حجّ نوکر طواف شش‌گوشه‌است
مکّه خوب است، کربلا نشود

کل عالم به پات جان بدهند
باز حق غمت ادا نشود

تهِ گودال رفت و آمد بود
روی جسمت برو بیا نشود

دختر کوچک تو نخوابیده
کاش دورت سر و صدا نشود

کاش آقا تو بی‌کفن نشوی
کاش سهم تو بوریا نشود

****

هم از بابت کودکان خاطرت جمع
هم از بابت کاروان خاطرت جمع

به زینب سپردی اگر دختران را
دلت قرص، آسوده‌جان خاطرت جمع

به جانت قسم آخر انگشترت را 
بگیرم من از ساربان خاطرت جمع

اسیریم بعد از تو و دشمن از ما
نخواهد شنید الأمان خاطرت جمع

نترسم زِ بی‌حُرمتی‌ها برادر
نبازم زِ زخم زبان خاطرت جمع

قسم خوردم بانگ مظلومیت را
رسانم به هفت آسمان خاطرت جمع

شبیهِ علی از جمل فاتحانه
برون آیم از امتحان خاطرت جمع

بُوَد قصّه‌ات تا ابد در میانه
شود پرچمت جاودان خاطرت جمع

****
نکنه روبه‌رومی؟
خودتی یا عَمومی؟
نشناختمت هنوزم
خودت بگو کدومی؟

صورت نصفِ نیمه
حال سرت وخیمه
به همه گفتم این سر
تموم زندگیمه

منو زدن، منو زدن
دشمنت سرم ریخت
منو زدن، منو زدن
صورتم بهم ریخت

تو رو زدن، تو رو زدن
نیزه‌ها و خنجر
تو رو زدن، تو رو زدن
پیش چشمِ مادر

نظرات