
دنیا به چه دردی می خوره وقتی که دقیقهها شده برام اسارت؟ دنیا به چه دردی میخوره وقتی نمی تونم برم حرم زیارت؟ از کودکی با خاطراتت گریه کردم با دستمالِ مشکیِ غم گریه کردم زیر کتیبه رو به پرچم گریه کردم گفتند؛ "یا مظلوم" نم نم گریه کردم این گریه از شیرِ حلالِ مادران است گریه گریه گریه بهترین کار جهان است *** هرجا که رفتم از شکوه تو سخن بود نام شما لالایی شبهای من بود زیباترین تکرار من سینهزدن بود جای کبودی بعد هیات روی تن بود با سینهزنها دم گرفتم قد کشیدم در روضه ها ماتم گرفتم قد کشیدم *** جایی نخواهم رفت غیر از خانه تو تنها شدم محتاج آب و دانه تو من را نجاتم میدهد میخانه تو بهتر که باشم تا ابد دیوانه تو جز نوکریِ کوی تو من را هنر نیست اصلا به غیر از خانهات جایی خبر نیست بر سر زنان از ماجرایت غصه خوردم با مقتل کرببلایت غصه خوردم بر حال و روز بچههایت غصه خوردم از بچگی خیلی برایت غصه خوردم موی سپیدم راوی شرح غم توست فیض دو عالم در کنار پرچم توست *** قبل از محرم میکند مادر صدایم نامه فرستاده با دست خود برایم مشمول لطف و رحمت خیرالنسایم زهراخودش من را سوا کرده بیایم بغض گلوی عاشقان از آه زهراست اشکی اگر گردد روان از آه زهراست *** شب تا سحر همسایههایش را دعا کرد بین قنوتش گریه کنها را صدا کرد مارا اسیر خامس آل عبا کرد آهی کشید و سینهها را کربلا کرد اذن دخول روضههای ما مدینه است شرط قبول گریههای ما مدینه است در جمعیت گم میشود لحن صدایی بالاگرفته کینههای بیحیایی افتاده در روی تنش با ضرب پایی روضه زنانه میشود فضه کجایی؟ دیگر نشد شانه زنم موی حسینم آه از دمی که سوخت گیسوی حسینم