رسیده لحظه‌های آخر من

رسیده لحظه‌های آخر من

[ مهدی رسولی ]
رسیده لحظه‌های آخرِ من
آروم می‌گیره قلب مضطر من
داری میای کنار من، حسین جان، بیا برادر من

هنوز شبا خواب می‌بینم خواب وداع آخرت
هنوز شبا خواب می‌بینم که می‌دو‌اَم پشت سرت

پرچمت از رو دوش زینب یه لحظه‌ هم، زمین نیفتاد
بیا منو بِبَر که زینب دنیای بی تو رو نمی‌خواد 

أخَا المظلوم حسین...
****
چادر غیرت به کمر تا بستم 
هیبت کاخ فتنه رو شکستم
پرچم تو هنوز در اهتزازه، تو دست خسته‌م

فکر نکنی که خواهرت خمی به ابروهاش آورد 
فکر نکنی که خواهرت فقط نشست و غصّه خورد

دلم دیگه طاقت نداره، خواهر پیرتو نگاه کن
بیا منو بِبَر حسین جان از غصّه‌ها منو جدا کن

أخَا المظلوم حسین...
****
یه سال و نیمه که چشام پُر آبه
یه سال و نیمه زندگیم عذابه
یه سال و نیمه توی گوش زینب ناله‌ی ربابه

یه سال و نیمه کار من گریه و ناله‌ست یا حسین
داغی که کشته زینبو داغ سه ساله‌ست یاحسین

تو روی نیزه بودی و من اسارتو به جون خریدم
یکی‌یکی مومو سفید‌کرد هرچی تو راه تو کشیدم

أخَا المظلوم حسین...

پربازدید ترین زمینه محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین مهدی رسولی

نظرات