نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(دیگه آروم نمیشم)2 از اون روزی که شنیدم بچههامو کشتن دیگه آروم نمیشم جوونای رشیدم رو، پسرامو کشتن (منم و داغ این همه جوونمو منم و باغ گلهای خزونمو منم و بار مونده روی شونمو دیگه آروم نمیشم)2 من اُم بی بنینم ، دیگه پسر ندارم من بی حسینِ زهرا، شمس و قمر ندارم (حسین غریب مادر)3 ***** (دیگه آروم نمیشم برا داغ حسین هر شب، میزنم آه و ناله دیگه آروم نمیشم برا شیش ماهه و گاهی واسه دختر سه ساله)2 (چه کنم، تمومی نداره غصههام چه کنم، با سکینه بارونه چشام چه کنم، از رباب حلالیت میخوام دیگه آروم نمیشم)2 من اُم بی بنینم ، دیگه پسر ندارم من بی حسینِ زهرا، شمس و قمر ندارم (حسین غریب مادر)3 ***** دیگه آروم نمیشم شنیدم دستِ عباسم پای عهدش جدا شد دیگه آروم نمیشم میگفت اِنّی اُحامی تا شهیدِ کربلا شد (شنیدم چیزی از تنش نمونده و شنیدم خودشو حسین رسونده و شنیدم برا سقا روضه خونده و)2 دیگه آروم نمیشم من اُم بی بنینم ، دیگه پسر ندارم من بی حسینِ زهرا، شمس و قمر ندارم (حسین غریب مادر)3
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد