نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
بهترین
۱۶ فروردین ۱۴۰۳

دیدم سمتِ حرمِ دست تو مُردم واسه ورم دستِ تو محکم گرفتی پیراهنتُ میخوای کسی نبینه تنِ تو امّا باید غارت بشی حسین جانم زیر نیزه اذیّت بشی حسین جانم قاتلت نیّت کرد و زد حسین جانم با سنان دورهات کرد و زد حسین جانم امّا باید غارت بشی حسین جانم زیرنیزه اذیت بشی حسین جانم دیگه نزدیک مادر برسه قصّه نکنه به سر برسه زینب نگاه به این افتاده کن زینب کفنشو آماده کن قصّه ای شد این خواهری حسین جانم تو که از من تنهاتری حسین جانم به حبیب بگو پاشو رفیق حسین جانم دیگه رفته گلو زیر تیغ حسین جانم امّا باید غارت بشی حسین جانم زیر نیزه اذیّت بشی حسین جانم خیمه به خیمه زینبُ زدن پاشو تا خیمهی من اومدن بیتو دلمُ آتیش میزنن دارن حرمُ آتیش میزنن سرپیری آوارهگی حسین جانم غم هجران،بیچارگی حسین جانم تنتُ زیر چادرم حسین جانم به بیابونها بسپارم حسین جانم تا دم مقتل اومدم حسین جانم از ته دل ناله زدم حسین جانم یه مسلمون پیدا نشد حسین جانم شمرم از سینت پا نشد حسین جانم
1 نظر ثبت شده

بهترین