درِ خانهی علی غوغا شد یک مدینه قاتل زهرا شد واویلا، واویلا فاطمه که پشت در تنهاشد آتش بغض عدو برپا شد لگدی زد در خانه وا شد واویلا سرو جوان که قامتش خمیده شد آه مَلَک از آسمان شنیده شد مسمار به قلب گل که زد شرر صدیقهی خدا دگر شهیده شد واویلا فاطمه زد فریاد واویلا فضّه محسن جان داد واویلا، واویلا یومّا، یومّا کوچه مثل وادی محشر شد تا که وقت بردن حیدر شد واویلا، واویلا تازیانه همدم کوثر شد آخر مرثیه دردآور شد لالهی باغ نبی پرپر شد واویلا افتاده بود عزیز قلب مرتضی با پهلوی شکسته زیر دست و پا بازوی او شکسته دست او نشد از دامن امام و رهبرش جدا واویلا عاقبت رفت از حال واویلا چادرش شد پامال آنقدر چکمه به پهلوش زدند واویلا نیز و تیر به بازوش زدند واویلا با عصا بر لب و ابروش زدند واویلا پنجه در طرّهی گیسوش زدند واویلا مادرش از نفس افتاد ز بس داد کشید خواهرش رو به مدینه شد و فریاد کشید یا جدّاه، یا جدّاه یا زهرا، یا زهرا هرچه که دور و برش بود به عارت بردند شال سبز کمرش بود به غارت بردند حتّی عمامه سرش بود به غارت بردند آن طرف تر سپرش بود به غارت بردند مادرش از نفس افتاد ز بس داد کشید خواهرش رو به مدینه شد و فریاد کشید سیلی بر زینب غم دیده چنان زد سنان غل و زنجیر و طناب دست زنان زد سنان بر سر پیکر عریان حسین خندیدن بر نوامیس مسلمان حسین خندیدن همه بر اشک یتیمان حسین خندیدن لحظهی خواندن قرآن حسین خندیدن حسین ***** آب ندادنت سرتو بریدن کاش لااقل پاهاتو رو به قبله میکشیدن خنجر نمیبره کسی قربونی رو تشنه سر نمیبره ای نامسلمونا کسی انگشتو برا انگشتر نمیبره کمتر اذیتش کنید دیگه نیزه نمیخواد کمتر اذیتش کنید نفسش در نمیاد وای حسین با لباسی که از تنش کندند تیرشان را تمیز میکردند گر نگاهی به ما کند زهرا دردها را دوا کند زهرا چهره پوشد ز مرد نابینا تا به این حد حیا کند زهرا گر نگاهی به ما کند زهرا دردها را دوا کند زهرا این مقام کنیز او باشد تا دگر خود چهها کند زهرا