خستهام، مثه نوکری که صاحبش جوابش کرده خستهام، مثه آدمی که زندگی خرابش کرده خستهام، مثه مُجرمی که دنیا آبروشو برده خستهام، مثه بیگناهی که حقشو ظالم خورده خستهام خستهام خستگیامو کجا بیارم الا حَرَمت ای به فدای کرمت خستگیم در میره با سجده به خاک قدمت ای به فدای کرمت بذار با خستگیم بیام، آقا من از خدا تو رو میخوام، آقا انقدره دوره دوره دوره دوره دورم که به تو نمیرسه صدام، آقا ای صاحب دلِ شکسته، ابی عبدالله... خستهام، مثه نوجوونی که درد یتیمی داره خستهام، مثه پیره مردی که زخم قدیمی داره خستهام، مثه بیماری که دکترش جوابش کرده خستهام، مثه جانبازی که شیمیایی آبش کرده خستهام خستهام خستگیامو تو راه اربعینت میبری کِی؟ آخه ما رو میخری در میره خستگی نوکر تو با نظری کِی؟ آخه ما رو میخری چه خوبه خستگی تو رات آقا سختیِ راه کربلات آقا همیشه حسرت ملائک هست تاول پای زائرات آقا ای صاحب دلِ شکسته، ابی عبدالله...