نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مرا که این همه دل خسته ام دلم مشکن ببین به گریه آهسته ام دلم مشکن تو دل نواز ترین فرد روزگارانی به یک نگاه تو دل بسته ام دلم مشکن ندهد فرصت گفتار به مهتاج کریم گوش این طایفه اواز گدا نشنیدست این بار گاه کیست که در آستانه اش جبریل شد کبوتر و خورشید دانه اش
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد