نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خداروشکر که دیدم محرّمو خداروشکر که دوباره راهم دادی دعای خیر کی بود؟ نمیدونم ممنونم که دوباره پناهم دادی تنگ شده بود دل من خیلی برا شال مشکی و برا پیرهن سیاهم دید که دارم دیگه من کم میارم مادرت اجازه داد منم بیام ما شب اوّلی اومدیم برا اربعین تُو حرمت جا بگیریم شب هشتم توی روضهی عبا برای علیاکبر بمیریم شب سوم رو بذار ببینم و بعدش هر موقع میخوای منو ببر تو نباشی من به کی تکیه کنم؟ اجازه بده صدات کنم پدر یاد اون دخترکی که توی شام شکم گرسنه سر زمین میذاشت انقده با سنگ و نیزه زدنش یه جای سالم تُو صورتش نداشت یا اباعبدالله...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد