نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خبر نداری از حالَم، که دلتنگ یه دیداره ببَر مَنو تُو آغوشِت، که دوری مَردُمآزاره یه بغضی تُو گلومه که نمیذاره بخوابم من دلِت واسهم نمیسوزه بِبین خونهخرابم من آه، یه حرَم به ما نمیرسه عزیزم تو که میدونی نبینمِت مریضم من دلم لک زده تا بیام کنارِت اشک بریزم آه آقای عزیزم... ***** خبر آهِ دَمادَم بود، که خون به دل مَردُم شد حرَم رو بیعمو دیدن، یه دختری بازَم گم شد برای غربت کرمان، دلم خونه، دلم خونه یه بچّه که یتیم میشه، لالاییشو کی میخونه؟ آه گریههای مادرای غصّهدارو اشکِ چشم پدرای بیقرارو ای خدا یه کاری کن که زودتر ببینیم همه ظهور یارو آه آقای عزیزم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد