
هی درد، هی داغ، وای از داغ احراق غنچه با گل میسوزند بین باغ (کبوتری خسته بشه مگه میشه پر نشکنه لگد اگه سنگین بشه مگه میشه در نشکنه مادر به دیوار بخوره مگه میشه سر نشکنه) ٢ پر شکست، در شکست (مادر و زد به دیوار و سر شکست) ٢ فهمیدی چرا مُعَصَّبَةَ الرأس ... هی اشک، هی آه، آه از درد جانکاه روضه جانسوز، شد عمر گل کوتاه آینه که لگد بشه، میاد صدا شکستنش نهالی که خورده تبر، چه مشکله پا شدنش گل که بیفته زیر پا، چی میمونه از بدنش نیمه جون، قد کمون (تا شده قدِّش زیر پای خزون) ٢ فهمیدی چرا مُنهدَّةَ الرُکن ... فهمیدی چرا مُعَصَّبَةَ الرأس ... بیپر، بیبال، مادر رفته از حال تن تو بستر، امّا دل تو گودال صیّاده بیرحم اومده، مگه میشه پر نَبُره با ضربهی دوازدهم، مگه میشه سر نَبُره خواهری از رو تل میگه، الهی خنجر نَبُره پر جدا، سر جدا نشدش دست شمر از خنجر جدا فهمیدی چرا ذُبِحَ بِالقفا ... * * * * میزد مغیره و یک تن به او نگفت زن را به پیش دیدهی شوهر نمیزنند سینهی سنگین شدهاش ارثی شد گیسوان پسرش کربوبلا ریخت بههم