حسین جونم مثل موی پریشونِ تو ای نیزه‌نشینِ من پریشونم

حسین جونم مثل موی پریشونِ تو ای نیزه‌نشینِ من پریشونم

[ مهدی اکبری ]
وای حسین تشنه‌لب...

حسین جونم، مثل موی پریشونِ تو 
ای نیزه‌نشینِ من پریشونم
چرا روضه‌هاتو می‌شنوم اما 
زنده می‌مونم نمی‌دونم، حسین جونم

غمت سخته، به واللّهه قسم
که مقتل و روضه‌های مُحرّمت سخته
چه‌جوری بخونم از سرِ رو نیزه و
جسم دَرهمت سخته، غمت سخته

دنیا رو به کام زینب زهر کردن
تو رو معمولی نکشتن، نحر کردن

تو گودالی، تو قرآن منی 
پس چرا زیر چکمه این‌جوری لگدمالی
چقد تشنه‌ای که آسمونو دود می‌بینی
زخمی و بی‌حالی، تو گودالی

جنایت کرد، خدا نگذره
از اونی که با لگد به صورتت جسارت کرد
اونی که با وضو اومد و واسه کشتنِ تو
قصد قربت کرد، جنایت کرد

سرتو انگشت‌نمای شهر کردن
تو رو معمولی نکشتن، نحر کردن

چه بلوایی که حتی پیرمردا 
با عصا تو رو زدن، غریب و تنهایی
تو جات رو دوش پیغمبره، پس چرا 
رو خاک داغ صحرایی، چه بلوایی

چه مظلومی، هنوز زنده‌ای و
داری نفَس می‌کِشی، اما پاره حلقومی
با حوصله یکی یکی رگاتو می‌بُرن 
چه قتل آرومی، چه مظلومی

سه ساعت به جون زخمات افتادن
تو رو معمولی نکشتن، زجر دادن

دیگه مُردم، چقد نیزه شکسته 
از تنِ زخمیِ تو خودم درآوردم
همه دیدن تو از شبث کتک خوردی
من از خولی کتک خوردم، دیگه مُردم

دلم خونه، داری هِی کم و کم‌تر می‌شی
از تنت چیزی باقی نمی‌مونه
اونی که منو داره می‌کُشه
خنده‌ی این سنانِ ملعونه، دلم خونه

نیزه‌ها رو واسه جسمت، تیز کردن
تو رو معمولی نکشتن، ریز کردن

تا خود حَشر بر سنان لعنت
که فرو کرد نیزه در دهنت

وای حسین تشنه‌لب...

نظرات