تویی دریای بی‌پهنای خلقت

تویی دریای بی‌پهنای خلقت

[ روح الله رحیمیان ]
(تویی دریای بی‌پهنای خلقت، ما نمت هستیم)2
تو بیش از ظرفیت‌های وجودی، ما کمت هستیم 

ملالی نیست ما را فرض کن در پیله‌ی دامت 
که این پروانه بودن را بدهکار غمت هستیم 

به جز گریه، گدای خانه‌ات خرجی نمی‌خواهد 
دو سکه اشک هم کافی‌ست، لنگ درهمت هستیم 

به قربان کف پایت، قدم بر دیده‌ام بگذار
فراتت را رها کن تشنه‌لب، ما زمزمه‌ت هستیم 

اگرچه اشک ما مشکی برایت پر نخواهد کرد 
اقلا دلخوشیم از این‌که گاهی مرهمت هستیم 

تمام آسمان‌ها تکه‌ای از بیرقت هستند 
به هرجا می‌رویم انگار به زیر پرچمت هستیم 

خوشامد گویی هر گریه‌کن با حضرت زهراست 
به مادرجان بگو دل‌تنگ خیر مقدمت هستیم 

به دل‌چسبی آه سینه‌زن‌های تو آهی نیست 
بخار استکان چایی تازه دمت هستیم 

فقط کافیست لب تر کنی، پای تو می‌میریم 
به قول لات‌های با مروت، آدمت هستیم 

دم مغرب سنان مست رفت و ساربان آمد 
همه دلواپس انگشت زیر خاتمت هستیم 

نفهمیدیم آخر یک حصیر کهنه کافی بود 
کماکان فکر طرز جمع جسم درهمت هستیم 

****

تیر از بس که خورده بود حسین
 به تنش مثل پیرهن شده بود

تیغشان تمام شد کم کم 
موقع سنگ زدن شده بود 

بودم اما جلو نمی‌رفتم 
شمر آنقدر بد دهن شده بود 

زیرانداز خانه‌های دهات
کفن شاه بی‌کفن شده بود 

(سر پیراهن تو گریه‌ی ما را درآوردند)2
میان آن همه کشته چرا تنها تو عریانی 

خبر داری که تو رفتی به کوچه‌گردی افتادم 
فقط از تو به ما هجران رسید آن هم چه هجرانی

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسین (ع)

نظرات