تو که نقاب میبندی، دو صد حکایت دارد
پیام کیانیپسندیدن74
بازدید27.9K
تو که نقاب میبندی، دو صد حکایت دارد فقط همان چشمانت، نماز وحشت دارد دشمن جلو آمد و نگاهش کردی یک پلک زدی، خلع صلاحش کردی او که یلِ شامیِ عرب بود، چه شد؟ اینگونه حقیر و روسیاهش کردی یا ابالفضل علی شمشیر نگاش رعد و خوندی تو رجز بعد و عمر پسر سعدو، کم کردی سرداری و خوشمنسب همچون قمری در شب دور حرم زینب، میگردی ای قمر بنیهاشم، ابوفاضل... جان حسین، جانانه حسن دین حسین، ایمانه حسن تا ابد هرچه کریم است، به قربان حسن دنیا هنوز قشنگیاشو داره امام حسن جزو قشنگیاشه یه روز میاد حریمشو میسازیم قشنگتر از این، چی میتونه باشه بابُ القاسم چقدر دیدنیه تربت صحنش بوسیدنیه عربستان تو نقشهها میشه شِبه جزیرهی حَسنیه