نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو نگات، تب سرد سرابِ نَفسهات، همه خواهش آبِ به هوات، دل شریعه بیتابِ مادرت، تو تب التهابِ دل شب، همه لبهات کبابِ صورتت، سفیدِ رنگ مهتابِ کاشکی که دوباره جون بگیری رو دامن مادرت دوباره توی آغوش مادر بالا بگیری سرت وقتی که، ماهی کوچیک من لبهاش به هم میخوره انگاری یکی درونِ خیمه سر منو میبُره میدونم خسته شدی کبوتر پَربستهی من! داری پرپر میزنی توی چشمای خستهی من!(۲) (چشم تو! مثل غنچه خمارِ چشم من! مثل ابر بهارِ از غمات، داره ستاره میباره)(۲) مادری که دیگه جون نداره تَرَک رو لباش عین خارِ لباش و رو گونههات نمیذاره پسرم دیگه چیزی نمونده کنار تو بمیرم برای لبای پاره پارهام قرآن به سر میگیرم میبارم تموم آسمون و، اگه دعا بکنی اگه که برا دعای بارون دستاتو وا بکنی الهی فدات بشم! نفسی تو سینهات نمونده خونهاش آتیش بگیره، اونی که دل تورو سوزونده میدونم خسته شدی کبوتر پربستهی من! داری پرپر میزنی توی چشای خستهی من!(۲) تو نگات، تب سرد سرابِ نَفسهات، همه خواهش آبِ به هوات، دل شریعه بیتابِ مادرت، تو تب التهابِ دل شب همه لبهات کبابِ صورتت، سفیدِ رنگ مهتابِ کاشکی که دوباره جون بگیری رو دامن مادرت دوباره توی آغوش مادر بالا بگیری سرت وقتی که، ماهی کوچیک من لبهاش به هم میخوره انگاری یکی میونِ خیمه سر منو میبُره میدونم خسته شدی کبوتر پربستهی من! داری پرپر میزنی توی چشای خستهی من!(۲) لالایی بچه شیر قشنگم! لالایی گل سفید رنگم! لالایی آرامش دل تنگم! لالایی آسمون کبودم! لالایی همه بود و نبودم! لالایی گل آمادهی جنگم! منم و، تکون دادن گهوارهای که خسته شده تویی و، چشایی که مثل راه آب، بسته شده بخواب و به خاطر منِ تشنه خواب آب و ببین توی خواب، جای همه بنوش ای گلوی تشنهتری خوب میدونم که تو رو، آخرشم از من میگیرن تو رو پرپر میکنن، روح من و از تن میگیرن میدونم خسته شدی کبوتر پربستهی من! داری پرپر میزنی توی چشای خستهی من!(۲)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد