نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به یادتم همیشه شهید تشنهی من تو تشنه بودی سیراب بودن حتّی اسبای دشمن گرسنگی کشیدی کسی محل نمیداد نوشته تو لهوف با صورت آقام رو زمین افتاد ای بمیره نوکرت تو رو میزدن تو گودال جلو چشم نوکرت داره از دست میره رقیّه دخترت ای بمیره نوکرت آه میگن بد زدنت مرکبا با نعل تازه رد شدن از بدنت یکیشونم فرو کرده نیزه رو تو دهنت میگن بد زدنت برهنه بین گودال تنت رو میکشیدن صدای جیغ دخترهاتو دیگه همه شنیدن سنان بی مروّت غرور تو رو له کرد لگد به پهلوهات هی میزد همین اخلس نامرد آه کند خنجرش شاهِ زیر دست و پا آخه کی میشه باورش آه کند خنجرش خیلی محکم میزنه تو ضربههای آخرش کند خنجرش آه سرت رو میبُرید صدا نالههای مادر تو رو نمیشنید آه سرت رو میبُرید دست و پا میزدی هیچ کسی به دادت نرسید سرت رو میبُرید خواهرتم ته گودالم و بالا سرتم آره دلواپس هر دشمنتم خواهرتم تو شلوغیِ قتلگاه گمت کردم پی پیراهن کهنهی تو میگردم که نگاه من به خنجر سنان افتاد خودم چند قطره خونت رو به روی خنجرش دیدم زدم رویِ سرم وقتی عمامت رو سرش دیدم از عموی بی عَلَم میگفتن از جسارت به حرم میگفتن سر تو وقتی که رفت رو نیزه همه تبریک به هم میگفتن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد