نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

برخیز که شور محشر آمد این قصّه ز سوز جگر آمد آید صدای ناله ز صحرا برخیز حسین که خواهر آمد حسین، وای... زینب رسیدهست با موپریشان از داغ او بر دل شرر آمد با خاطرات تلخ اسارت قامتخمیده، خونجگر آمد حسین، وای... بنگر که محزون و دلپریشان پای برهنه از سفر آمد با یاد داغ دُختِ سه ساله بنگر که با چشمان تَر آمد حسین، وای... از راه شام بلا و کوفه تنها، غریب و بییاور آمد خاکستری گشته گیسوانش بنگر که با پارهمَعجر آمد حسین، وای... در این صحرا مکُن منزل که شاید دوباره شمرِ دون با خنجر آید حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد