
باید که راه بر دل تو وا کنم حسین تا کِی به غربت تو مدارا کنم حسین؟ یک گوشه مینشینم و هِی گریه میکنم شاید میانِ قلب تو غوغا کنم حسین حالا که از غم علی اکبر تو تا شدی باید به محضر تو کمر تا کنم حسین برادرم حسین حسین حسین... پیش زنان و اهل حرم خجلتم نده پیش تو من چقدر تقلّا کنم حسین من حاضرم به جای تلافیِ خندهها با خون دوای غربتت امضاء کنم حسین طفلانِ خانهزادِ مرا هم قبول کن خواهم که سر به پیش تو بالا کنم حسین وقتی قسم به مَعجر زینب قبول نیست مجبورم اینکه صحبتِ زهرا کنم حسین راضی مشو که همرَه طفلان بیایم و در زیر سنگ جسم تو پیدا کنم حسین راضی مشو که ببینند بر سرَت با قاتلان مستِ تو دعوا کنم حسین راضی به مو کشیدنِ من پیششان مشو دیگر چگونه دردِ خود افشا کنم حسین؟