نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بابا بابا چرا میدون پُر از یال عِقاب شد؟ چرا پس مَرکب تو بیرکاب شد؟ گمون کنم دیگه خونم خراب شد بابا بابا چرا کمتر زِ کمتر دیده میشی؟ مثل شمشیر لبپریده میشی علی همقدّ اصغر دیده میشی وای، نفس بکِش، نبضت دیگه نمیزنه جلو چشام این سینه خسخس میکنه چیکار کنم چیزی نمونده از تنت؟ درآوردم، سرنیزه از تو دهنت علی بالام، بالام بالام بالام علی ذرّه ذرّه با این کم بودنم برام عزیزی میخوام بردارمت که ریز ریزی میترسم از سرِ دستم بریزی تکّه تکّه چرا مِقراضه تو دست زناشون؟ میچرخوندن تو رو با نیزههاشون دارم دق میکنم با خندههاشون وای، پاشو بریم، ببین عمّه توی نامحرمه قدّ و بالات، چرا اینقد نامنظّمه؟ بغل مردم، تو رو اما دلم راحت نشد عبای من، برای بردن اندازهت نشد ارباً اربا ببند چشماتو که قامت کمونم شبیه بچگیهای تو جونم باید واسه تو لالایی بخونم وای، خداحافظ، نمیتونم تو رو سرهم کنم بخواب بابا، میخوام قنداقهتو محکم کنم وای، خداحافظ، سبکتر از علیاصغر شدی خداحافظ، عقیقِ من بیانگشتر شدی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد