نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با تموم غصهها و دردها حق بدید اگه سفید شه موهام منو سی چهل سال داده آزار خاطرات تلخ کودکیها شرمندگی از مادر، حسنو پیر کرد تو هفت هشت سالگی، من رو از زندگی سیر کرد مادرم قول داد زود برگرده خونه، ولی دیر کرد خلاصه که من از همسر و دیوار و در و، قاتل مادرم زخم خوردم یه بیحیا از اون دور اومد، بد ضربه زد الهی اونجا من میمردم گوشوارشو رو خاکا دیدم، هی بوسیدم، مادر و تا خونه راه بردم ای غریب مادر حسن ... دل منو آشنا سوزونده جون منو به لبم، رسونده این تشتو ببین زینبم اما دیدن یه تشت دیگه مونده سر رو توی تشت دیدن، آره عذابه از حال تو بدتر اون روز، حال ربابه یک مردک پست رو دستش، ظرف شرابه (جنازمو تیربارون ببین، ای نازنین ولی حسین چی میشه، با تو )۲ برادرام اینجا دورمن، همه با همن کی غریبه، بگو من یا تو اون روزی که خیلی تشنته و گرسنته آخه کی تر کنه لبهاتو)۲ ای غریب مادر حسن...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد