نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این روضۀ حسنه، که غرقِ در محنه کمک کنین، به خدا مادرمو میزنه واویلا رو پنجههام ایستادم، دل و به دریا زدم کاش که میشد، یه سیلی به صورتش میزدم جا بابام گوشوارۀ مادر یه طرف مادر یه طرف من هم یه طرف اُفتادم مَنیم آنام، یارالی دی مَدینَه نین، مارالی دی (جان نَنَه، جوان نَنَه) 2 *** قصۀ شاپرکه، که زخمی از کتکه تو کوچهها واسۀ، قبالۀ فدکه واویلا مونده یه عمر به خدا، رو جیگرِ مجتبی قصّه ناگفتهای، که نشنیده بابا از این غم کابوسِ شبهامه، یه نفر چشمام، شده تَر از داغِ گلِ نیلوفر مَنیم آنام، یارالی دی مَدینَه نین، مارالی دی (جان نَنَه، جوان نَنَه) 2 شاعر: امیر حسین سالاروند ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد