نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این روزا راهمو کردم گم حیرونم بین همه مردم یک چیز و خوب میدونم امسال زندهام برا شب سوم دینم رقیه، نقش رو سربندمه حک شده رو سینه ام رقیه عمری با اسم تو و روضهی تو عجینم رقیه آرزومه که یک بار حرمت رو ببینم رقیه به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم بریدهام ز همه دل، رقیه شد کس و کارم من که دل دادم و دلبستم از همه بریدم و خستم هر چی و میخوای ازم بگیر به محرم برسون دستم هستم رقیه، یک نگاه به دلم کن ببین چقدر، خستم رقیه پای کار روضهتمو پا کارت هستم رقیه با دم یا ابالفضل تو مجنون و مستم،رقیه به هوش بودم از اول که دل کس نسپارم بریده ام ز همه دل،رقیه شد کس و کارم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد