نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این روزا راهمو کردم گم حیرونم بین همه مردم یه چیزو خوب میدونم امسال زندهام برا شب سوم دینم رقیه نقش رو سربندمه، حک شده رو سینهام رقیه عمری با اسم تو و روضهی تو عجینم رقیه آرزومه که یبار حرمت رو ببینم رقیه به هوش بودم از اول، که دل به کس نسپارم بریدهام ز همه دل، رقیه شد کس و کارم ***** همه عالم زر، گرفتار رقیه توی شام بلا، سپهدارِ رقیه ابوفاضله که ،هوادار رقیه نوهی علیِ، علمدار رقیه من که دلدادم و دلبستم، از همه بریدمو خستم هرچی میخوای و ازم بگیر، به محرم برسون دستم هستم رقیه یه نگا به دلم کن ببین چقدر خستم رقیه پایِ کارِ روضتم و پاکارت هستم رقیه با دم یا ابالفضل تو مجنون و مستم رقیه به هوش بودم از اول، که دل به کس نسپارم بریدهام ز همه دل، رقیه شد کس و کارم **** نوهی علیِ، بگو ماشاءالله تو خرابهی شام، قیامت شد والله میگه عمه بهش، هزاران ایولالله آخرش میمیرم، برا تو ان شاءالله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد