
(سر سفرهی افطار، یاد لبت افتادم)۲ یاد خستگیهای، بیبی زینبت افتادم من با دیدنِ ظرف آب، یاد طفل بیبی رباب گریه کردم، گریه کردم، گریه کردم آقا لحظههای رفع عطش، یاد طفلی که کرده غش گریه کردم، گریه کردم، گریه کردم آقا (افطارها به کام دلم زهر میشود)۲ (ارباب ما گرسنه و تشنه شهید شد)۲ قلبی که نسوزه، به ما نیومده (روزهی بی روضه، به ما نیومده)۲ (سر سفرهی افطار، یاد سرت افتادم یاد خستگیهای، رقیه دخترت افتادم)۲ من با دیدنِ قرص نون، حتی لحظههای اذون گریه کردم، گریه کردم، گریه کردم آقا دست من نبوده آقا، این روزا با بوی غذا گریه کردم، گریه کردم، گریه کردم آقا (زخانهها همه بوی، طعام میآمد)۲ ولی به جان تو بابا، گرسنه خوابیدم (زجر دنبال منه، از همه فراریم این حالِ منه)۲ بابا آغوش گرمت مال منه، زجر دنبال منه (سنگینه مشتشون موی من مونده لای انگشتشون)۲ همه میزدن منو زجرم پشتشون، سنگینه مشتشون (دلگیرن دخترات، عمو نازم میکرده با احتیاط)۲ چی بگم بابا از نامردا برات (گفتم این جارومن، دوست دارم بازار و این بازارو نه)۲ (تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت)۲