باشم ببینم اگر برم یه روزی از وطنم

باشم ببینم اگر برم یه روزی از وطنم

[ امیر برومند ]
باشم ببینم، اگر برم یه روزی از وطنم
باشم ببینم، یه روز دمِ ضریحِ امام حسنم

دمِ باب‌ُالقاسم می‌شینم
گنبدِ قشنگتو می‌بینم

این رویا نیست، این حقیقته
دیدن حَرمِ امام حسن، سعادته

جانِ جهانم، وردِ زبانم
حسن جانم، حسن جانم، حسن جانم...

باشم ببینم، اولادم برا تو سینه زنند
باشم ببینم، مشمولِ گفتنِ ذکرِ حسنم

مادرم از بچگی یادم داد
که بگو حسن حسن با فریاد

ای سلطانم، آقا جانم
تو اوجِ بلا اسم تو شد درمانم

ای ضربانم، راحتِ جانم
حسن جانم، حسن جانم، حسن جانم
****
ایوانِ نجف عجب صفایی دارد
حیدر بنِگر چه بارگاهی دارد

تردید نکن تصورش هم زیباست
ایوان حسن عجب صفایی دارد

نظرات