
ای پدر آمده جان تو بر لبت جاری از خون تو گریه زینبت میروی تو از بر من جان مده برابر من ای پدر سرت شکسته مثل دست مادر من ای قرار دلم، داغ تو قاتلم ای پدر جان 2 *** قلب من خون شده فرق تو شد دو نیم بر در خانه ات پر شده از یتیم غرق غصه گشته خانه میروی تو هم شبانه زنده شد دوباره یاده غسل و دفن مخفیانه ای قرار دلم، داغ تو قاتلم ای پدر جان 2 *** در دلم خون کنم بعد تو کوفیان میشود بعد تو دخترت قد کمان بیقرار و دل شکسته میشوم اسیر و خسته زینب تو در همین شهر میرسد به دست بسته ای قرار دلم، داغ تو قاتلم ای پدر جان 2 ***