نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اومد با هیبت حیدری، تو کاخ سبز معاویه شروع خطبه دیدن تو گور، داره میلرزه معاویه ببین زینبکبریِ علی ابن ابیطالب میگیره شامو تو دست خودش تو کسر ثانیه یهجوری میگه از فضائل علی تو مجلس که علی علی میگن ستونای قصر معاویه میگه با اقتدار خلقت ما نوریه اینجا میشه حرمِ آلعبا سوریه اینجا عباس ما بیرق عَلم میکنه این خرابهرَم رقیهمون حرم میکنه جان زینب، جانان زینب... **** میگن که زنده شده علی، شامه یا صبح قیامته؟ این خطبه لحنِ پیمبره، این آیههای برائته ببین زینبکبریِ علی ابن ابیطالب آورده با خودش سپاه بانوان ساداتو مثل باباش علی که تو یه روز مکّه رو فتح کرده میخواد فتح کنه تو یه روز تمام شاماتو وارث هنده تو، حمزه و جعفر منم تو یهودیزاده، فاتح خیبر منم اگه بیریشهاید، نسل شما مُرتده ریشتونو پدرم تو جنگ خیبر زده جان زینب، جانان زینب... **** اومد خودش عَلمو گرفت، تو دست قدرت چادرش فدا میشن همه انبیاء، برای حُرمت چادرش نگو زینبکبری که خودِ فاطمه برگشته نگو زینبکبری که خودِ حیدر کرّاره یهجوری خطبه میخونه خطیبِ نسل حیدر که برا یزید تا دنیا دنیاست آبرو نمیذاره نسل بابای ما روشنه تا آخرش ولی بابای تو رو میشناسن از مادرش کوریِ اون دوتا حاسدهی بد حَسَد ما رو مَردم به خدیجه میشناسن تا ابد جان زینب، جانان زینب...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد