
انّا لله و انّا الیه راجعون یا که برگرد یا که لااقل زینب رو برگردون اینجا نیا بدجوری تنگه کوچهها گیر افتادم، دلم شکست کوچهی تنگ بدیش اینه راهتو راحت میشه بست مثل اون کوچهای که زهرا گیر افتاد شکست گوشواره و یه سیلی زجرش داد سر مادرِ تو، عدو میزد فریاد نیا کوفه حسین کوفه نیا حسین جان، کوفه وفا نداره کوفی بیمروّت شرم و حیا نداره... با این که من چشمام تاره میبینم از دارالعماره چند روز دیگه شمر رو سینهت چکمهش رو میذاره اینجا نیا اگه رقیه دخترت کنارته تو کاروان دربیار انگشترتو نیفته دست ساربان نیا کوفه حسین، برات نقشه دارن همینجا سرتو رو نیزه میذارن نوامیس تو رو تو بازار میارن نیا کوفه حسین کوفه نیا حسین جان، کوفه وفا نداره کوفی بیمروّت شرم و حیا نداره...