امشب کتیبهها باید بگن همه باز این چه نوحه و باز این چه ماتمه از غربت حسن هرچی بگم کمه دو ماهه میگم حسین تا بگم امشب حسن شده همه غصّهی حسین و زینب، حسن وَ هُو الْکَریم، إِبْنُ الْکَریم إِبْنُ الصِراطِ المُستَقیم نفسم حسن، جونم حسن من به تو مدیونم حسن (یا امام حسن، یا امام حسن یا امام حسن، جانم حسن) از غربت حسن هرچی بگم کمه توو خونهی خودش بییار و همدمه آقام غریبترین مظلوم عالمه پاره جگر، یا حسن همیشه بیتابتم به شما زخمزبون میزدن اصحابتم توی لشکرت، بییاوری تو از حسین تنهاتری! پر غصم از، این ماجرا کفنت پر از تیره چرا؟ وَ هُو الْکَریم، إِبْنُ الْکَریم إِبْنُ الصِراطِ المُستَقیم نفسم حسن، جونم حسن من به تو مدیونم حسن (یا امام حسن، یا امام حسن یا امام حسن، جانم حسن) اونکه کرامتش، اوج صفاتشه روز شهادتش، روز نجاتشه زخمای کهنهای، توو خاطراتشه با خبر از صورت نیلی زهرا کیه؟! توو کوچهها شاهد یه چادر خاکیه توی کوچه دید، گوشواره رو کی بسته راه مادرو؟! توی کودکی، دیده حسن به مادرش سیلی زدن (یا امام حسن، یا امام حسن یا امام حسن، جانم حسن)