نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آسمون و زمین و زمون به هوای تو با دلِ خون میخونن رو زمین چه غریبی ولی همه تو آسمون پای تو میمونن سر من به فدای غبار کمِ قدم تو منم اون که همیشه بودم گدای کرم تو توی رویا دیدم که شدم زائر حرم تو وای بیاین همگی بریم درِ خونهی کریم ای غریب امام حسن... **** تویی که یادگار غم و نالههای غریبونهی زهرایی توی کوچههای مدینه دوباره شبیه قدیما تنهایی دیگه لحظهی آخره و موقع سفرته توی تشتِ مقابل تو پارهی جگرته هنوزم پیش چشم تو گوشوارهی مادرته تو شاهد ماجرایی شهیدِ کوچههایی ای غریب امام حسن...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد