نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امروز هم خورشید جمعه آمد و رفت از ترکش حسرت به دل تیری زد و رفت امروز هم آمد ولی مولا نیامد کشتی نوح عشق، از دریا نیامد امروز چشمانم به راه جمعه ی بعد باشد که باشم از سپاه جمعه ی بعد امروز گرچه بی ظهور او به سر شد یک هفته تیغ آه زهرا تیز تر شد امروز اگر بی فیض از روز ظهوریم در مجلس عباس مشتاق حضوریم آقای من گفتی که می آیم به تعجیل جایی که قرآن می شود با عشق تأویل مستی که تأویل است با جام ابالفضل تنزیل، تنزیل است با نام ابالفضل می دانم ای آقا که در این بزم هستی اما نمی دانم کجا امشب نشستی در کوچه ی سینه زنی نزدیک منبر یا در کنار قبر سربازان بی سر گرم خوش آمد گفتن بر میهمانی در اصل ما مهمان تو، تو میزبانی در انتهای مجلسی یا بین درگاه ای کاش می آمد به گوشم از تو یک آه می خوانم ای جانم فدای تار مویت بسم الله و یک سوره از روی عمویت در اول این سوره می آید چو یاسین بعد از به نام عشق عین وباء،الف سین می خوانم امشب آیه های آخرش را آیات کوتاه تن و مشک و سرش را آیات فردوس نگاه مهربانش آیات حسرت، در ترکهای لبانش آیات فتح پرچم افتاده بر خاک آیات ادرکنی اخاک تا اوج افلاک آیات جنات و نهر از گوشه ی مشک آیات دست و تیغ و چشم و تیر و خون، اشک آیات ابرو و عمود و دست سنگین آیات افتادن، بدون دست، از زین ای سوره ی قرآن مولا یا ابالفضل کوچکترین فرزند زهرا یا ابالفضل لطفی، عطایی، رحمتی کن جان زهرا امشب نگاهی کن به دست خالی ما انت دلیلی حق دلیلک یا ابالفضل یا ساقی العطشان دخیلک یا ابالفضل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد