تصویر مسعود پیرایش - افتاده روی خاک، تو حجره بی‌گناه

افتاده روی خاک، تو حجره بی‌گناه

[ مسعود پیرایش ]
  • 2.8K
  • 10
  • 0
افتاده روی خاک، تو حجره بی‌گناه
مونده امامِ من، تنها و بی‌پناه

مادر رو زیر لب، هِی می‌زنه صدا
از سوز زهر می‌پیچه به خودش جَوونِ امام رضا

داره یه جَوون جون میده، انگار نه انگار
صدای ناله‌ش پیچیده، انگار نه انگار
تو تموم عمر غم دیده، انگار نه انگار

می‌سوزه، با دلی که شد مضطر
می‌خونه، رو خاک‌ها دَم آخر
روضه‌ی، در و آتیش و مادر

وای ای وای...

اومد به دیدنش، لحظات آخرش
سر رو گذاشت روی، پاهای مادرش

بی‌جونه رو زمین، می‌خنده قاتلش
کف می‌زنن همه‌ی کنیزا، جلو چشم‌های ترش

تموم تنش می‌لرزید، انگار نه انگار
شبیه بارون می‌بارید، انگار نه انگار
همسرشم می‌خندید، انگار نه انگار

تو حجره غریبونه تنها شد
می‌دیدن هواییِ باباشو
با زخماش دیگه مثل زهرا شد

واویلا، واویلا...

کم‌سو شده چشاش، لب‌هاش شده کبود
می‌سوخت و هر نفس، یاد سه‌ساله بود

تو حجره از عطش، خیلی عذاب کشید
اما دیگه تنشو توی گودال، هیچ کسی ندید

دَم آخری زد ناله، انگار نه انگار
به یاد غم گوداله، انگار نه انگار
واسه تنی که پاماله، انگار نه انگار

آه زینب، میره تو کوچه بازار
می‌بینه، تو کوفه فقط آزار
می‌باره، با دلی که شد خونوار

واویلا، واویلا...

پربازدید‌ترین‌های زمینه امام جواد (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام جواد (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های مسعود پیرایش

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد