
درد ناگفته را تو دوا میکنی حاجت بنده را تو روا میکنی من شدم از تو دور، تو کنار منی من فراری زِ تو، تو صدا میکنی میکنم قهر و تو میکنی آشتی من گنه میکنم تو حیا میکنی ارحَمَ الراحِمین... میکنم دشمنی، میکنی دوستی من چه ها میکنم، تو چه ها میکنی من پناهندهام بَر درِ رحمتت تو مرا از دَرَت کی رها میکنی؟ ارحَمَ الراحِمین... گَه دلم میبری در بهشت نجف گَه روان در حریم رضا میکنی گَه به من نالهی نینوا میدهی گَه مرا زائر کربلا میکنی