نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آقای من دین و دنیای من آقای من خواب و رویای من آقای من کرب و بلای من آقای من تنها موندیم کربلا موندیم دیدی آقا اربعین جا موندیم میشه سایت روی سرم باشه روزیم امشب خواب حرم باشه صلی الله علیک یا عطشان مقتل میگه افتادی آقا جان مقتل میگه از مادر آب خواستی آقا بردن پیرهنتو راستی تنهاییتو تو قتلگاه دیدم روی سینهت، چکمه سیاه دیدم تنها نزار ام المصائب رو خیمه نفرست اسب بی صاحب رو --- خواهرت به نفس نفس افتاد خیمه دست شمر و شبث افتاد نفس نفس زدنت رو تو از گلو ننداز برات آب میارم به شمر رو ننداز آب میخواستی و نیزه به خوردنت دادن آقای من ابا عبدالله...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد