نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آسمانساز و مَلَکساز و کبوترساز است دست بر هر مَلَکى که بزند پر ساز است مادرى بود که در غالب دختر آمد چون نمیخواست بفهمند پیمبر ساز است مولود شیرخدا بود ندادش تغییر ورنه زهرا نظرش کعبهى دیگر ساز است تا ببینیم که زهرا چه تدارک دیده لیلة القدر خداوند مقدر ساز است کم ما را که گرفته است زیادش کرده این کریمه کرمش چند برابر ساز است سنگ دادیم در خانه طلایش کردند فاطمه جاى خودش، خادمهاش زر ساز است جنّت از رد شدن فاطمه آباد شده بسکه رد قدم فاطمه مرمر ساز است دل بىقیمت و بىارزش ما ارزش یافت دل سپردن به غم فاطمه گوهر ساز است حوض کوثر گَهِ تقسیم مقسم میخواست کوثر عرش خودش ساقى کوثر ساز است انبیا آرزوى خادمىاش را دارند شاه بانوى على، فضه و قنبر ساز است حبً زهرا و على لازم و ملزوم همند حب این دو است که سلمان و ابوذر ساز است گر دهان باز کند صبح قیامت بدمد آه آه جگر سوخته محشر ساز است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد