تصویر امین قدیم - من را هَم زِ سَرَت وا نَکُنی

من را هَم زِ سَرَت وا نَکُنی

[ امین قدیم ]
من را هَم زِ سَرَت وا نَکُنی
فَرَجی نیست مَرا آدمِ بیکارم من

آخر سال نَزَنی چوبِ حَراجی بَر ما
برده‌ی نا بَلَدِ آخرِ بازارم

دو سه سر عایِله دارم نَکُنی بیرونم
به عَلی اَصغَرَت آقا بدهکارم من

من به کار تو نمی‌آیم و جا پُر کَردَم
قَلَمِ راکِدِ دَر گوشه‌ی اَنبارَم
***
حالَتِ پُشت به خورشید شُدَن مَکروه است
کاش می‌شُد بدنش را بِگَردانی
دست و پا می‌زَنی و شِمر به تو می‌خندد
***
قربونِ صدا زَدَنِت، خیلی بی هوا زَدَنِت
حالا روی چادُرَمه، خاکِ دست و پا
کی دِلِش اومد بِزَنه، کی اومد لَگَد بِزَنه

پربازدید‌ترین‌های زمزمه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های امین قدیم

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد