
گشته زمانِ احسانِ زینب بنما قبول ای سلطانِ زینب باید بداند عالمِین، (ای حسین جان)٣ منم شریکةُ الحسین، (ای حسین جان)٣ آمد صدای تحسین دشمن آموزگار این دو هستم من شیر محبّت خوردهاند، (ای حسین جان)٣ این دو پسر آزادهاند، (ای حسین جان)٣ داری به خاطر غم صبر ما بُرد پیش پسرها مادر زمین خورد به حقِّ گیسوی حسن، (ای حسین جان)٣ بر این دو دستِ رد مزن، (ای حسین جان)٣ دیدم میآیی با اشکِ دیده از چشمت اشک غربت چکیده بیرون نمیآیم اَخا، ای حسین جان اشک تو میکُشد مرا، ای حسین جان